جمعه 12 تیر 1388 - Friday 3 July 2009
 
سردار باقرزاده : اعتماد ملى، اعتماد عمومى را خدشه دار مى كند
درپى درج گفت و گويى با سردار ميرفيصل باقرزاده رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاى دفاع مقدس با خبرگزارى فارس و تحريف آن درروزنامه اعتماد ملى، وى توضيحى پيرامون اين مصاحبه جهت انتشار به روزنامه جوان ارسال كرد.دراين متن آمده است:
 
 
صفحه نخست
اخبار بنیاد
ادبیات و انتشارات
هنری
یادمان‌ها
مراکز فرهنگی
استانها
راهیان نور
پژوهش و تحقیقات
تفحص شهدا
پیوندها
گالری تصاویر
 
 

جهت ارتباط با سردار باقر زاده رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس اینجا را کلیک کنید

 
 
مامور سابق سیا مراقب امام راحل در فرانسه
نامه سردار باقرزاده به رييس جمهور
هنر مردان خدا
 
آمريكا، قهرمان موفقيت هاى ناپايدار
سردار میرقیصل باقرزاده
طبس؛ كابوس وحشتناك امريكا
مهدی گیوه کی
 
 
مصاحبه‌ي اختصاصي با سردار سرلشكر پاسدار غلامعلي رشيد
سردار باقرزاده : رويكرد فرماندهان جنگ حفظ امنيت كردستان توسط عشاير بود
پرونده فرهنگ و هنر دفاع مقدس با نگاه فعلي بسته مي شود
حفظ آثار جنگ در گفتگو با رییس بنیاد حفظ آثار ونشر ارزشهای دفاع مقدس
 
 
نقش آمريكا در تحميل جنگ
محمد رضا اسد زاده  
نگاهى به تصوير رزمندگان در سينماى دفاع مقدس
محمدعلى آقاميرزایی  
تقسيم بندى هاى شعر جنگ
سيدحسن حسينى   
ضرورت پرداخت به تاريخ شفاهى دفاع مقدس

قاسم ياحسينى

دفاع مقدس در گردونه سياست‌هاي دو ابر قدرت
 
 
   
 
سوم اسفند ماه سالروز آغاز عملیات خیبر در سال 1362
سوم اسفندماه سالروز شهادت حمید باکری قائم مقام فرماندهی لشگر31عاشورا در سال 1362

28اردیبهشت ماه سالروز سقوط منطقه مهران توسط رژيم بعث عراق در جريان جنگ تحميلي
10اردیبهشت ماه سالروز آغاز عمليات بيت المقدس در سال 1361
دوم اردیبهشت ماه سالروز تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
 
 
 
حفظ آثار جنگ در گفتگو با رییس بنیاد حفظ آثار ونشر ارزشهای دفاع مقدس چاپ ارسال به دوست
01 بهمن 1386 ساعت 13:38
در پی ارسال سوالات فراوان به پست الکترونیک سایت بنیاد حفظ آثار ونشر ارزشهای دفاع مقدس مبنی بر بروز تغییرات دربرخی مناطق عملیاتی دفاع مقدس که هم اکنون مورد بازدید کاروانهای راهیان نور قرار می گیرد تصمیم گرفتیم گفتگویی با سردار باقرزاده رییس بنیاد حفظ آثار ونشر ارزشهای دفاع مقدس داشته باشیم تا پاسخگوی بخش عظیمی از سوالات وپیشنهادات مراجعه کنندگان محترم سایت بنیاد باشیم. باهم این گقتگو را می خوانیم:

اگر مايل باشيد از اين بحث وارد بحث حفظ آثار بشويم  . در سال 76 در مناطق عملياتي با امسال به مراتب تفاوتهاي بسياري بوجود آمده . مثلاً اتفاق جالبي كه امسال در پادگان دوكوهه افتاده بود اين بود كه برخي از آثار بجامانده از گردان مقداد ـ گردان جيب مسكوني شده و بعضي ها را رنگ زدند وبراي اسكان زائرين استفاده كردند و عملاً هيچ چيز ديگري نمانده مثل اين مي ماند كه ما با آثار باستاني اين كار را انجام بدهيم . در یکی - دو سال اخیر بيشتر در شلمچه به اين پرداخته شده كه مكاني يا ضريحي ساخته بشود، شما بيشتر به شكل كارهاي نمادين ميل پيدا كردين؟

ما در حوزه حفظ آثار در دو بخش علمي و عملي كار كرديم. در بخش علمي ما ، مطالعات پايه و كارشناسي كه صورت گرفته را در 5 مجله آماده كرديم كه بناي كارهاي تبليغاتي ما در حوزه يادمان‌ها و مناطق عملياتي خواهد بود. يك كار مطالعاتي وسيع از دهانه اروند تا اوشنويه ، تمام اين مناطق را بررسي كرديم. البته شناسنامه كاملي از اين مناطق عملياتي در گذشته و در دوره مديريت قبلي تهيه شده بود ،                      3000 نقطه كه در آن اتفاق افتاده ثبت شده و الان در مخزن اطلاعاتي بنياد وجود دارد ، اما در بُعد عملي ، ما اول بايد مناطق عملياتي را تقسيم بندي بكنيم تا دچار اشتباه نشويم.

مناطق عملياتي به سه بخش عمده تقسيم مي‌شوند:

1. مناطقي كه الان آزاد تلقي مي‌شوند.
2. مناطق كه محدود است.
3. مناطقي كه ممنوعه است.

در مناطق آزاد بسياري از كارهايي كه براي حفظ آثار جنگ بايد انجام مي‌گرفت در گذشته و پس از پايان جنگ انجام گرفت و الان زمان آن سپري شده است. يعني الان ديگر به آن نقطه نمي‌شود برگشت ، فرض كنيد منطقه‌اي مثل دشت عباس ، دشت آزادگان و يا شهر خرمشهر و يا شرق كارون و يا غرب كارون مردم برگشتند به شهر و روستايشان و شروع كردند به دامداري. تأسيسات زير بنايي آغاز شده ، طرح هاي كلان كشاورزي مثل طرح ني‌شكر ، طرح‌هاي كشاورزي ديگر مثل طرح سد كرخه به دشت عباس براي توسعه كشاورزي ، خطوط آب ، برق ، گاز تلفن ، فيبر نوري ، اسكله ، بندر ، جاده و بازسازي شهرهايي كه در مسير حفر چاههاي نفتي و خود بازسازي شهرها مثل خرمشهر ، سوسنگرد ، بستان ، دهلران، موسيان ، مهران و            قصر شيرين ، سرپل ذهاب. اينها مصاديق بارز اين مناطق آزادي هست كه چون بعد از جنگ آزاد شد مردم برگشتند . يكي از مسائلي كه در زمان جنگ ارزش بود و بعد از جنگ هم به شدت تعقيب شد و هنوز هم يك ارزش مي تواند باشد اين است كه مناطق جنگي را مردم ترك نكنند، بمانند و بازسازي كنند علي‌رغم ميل دشمن كه مي‌خواست مناطق تخليه شوند.

در زمان جنگ يك ارزش بود كه هيچ ساختماني را نگذاريم خراب بماند آن زمان اصلاً كسي با اين نگاه به مسائل آثار دفاع‌مقدس نگاه نمي‌كرد بنابراين مردم براي اينكه هر طور شده روي دشمن را كم بكنند زير بمباران مي‌ماندند و شهر را آباد مي‌كردند و خانه را آباد مي‌كردند. خيلي جالب است در آن موقعيت مردم اين را به عنوان يك مبارزه تلقي مي‌كردند. بعد از جنگ هم اين نگاه بازسازي به‌دليل اينكه دولت سازندگي به وجود آمده، گفتند هر جايي كه ويرانه‌اي است بايد درست بشود محدود نقاطي كه در خرمشهر ديديد مثل موزه خرمشهر، آن ساختمان را آقاي چمران گرفت يا جايي را در كنار شهر يك مجموعه‌اي براي شركت نفت بود و يا يك جاي ديگري آن طرف‌تر چند تا ساختمان را توانستند به زور نگهداري كنند. در آن موج سهمگين كه براي بازسازي بود، ما حتي پالايشگاه آبادان را بازسازي نكرده بوديم. در آن سالهاي اول امكان بازسازي آن براي ما نبود يك مقدار ترديد بود كه اصلاً پالايشگاه را اينجا بسازند يا نسازند چون در برد توپهاي دشمن بود. در همان زمان آمدند و يك ابتكاري بخرج دادند و ظاهراً هم جنگ رواني بود كه روحيه صدام را تضعيف بكنند. كه بلافاصله بعداز جنگ و چند ماه كه گذشت آمدند اين لوله‌هاي پالايشگاه را ترميم كردند به صورت ظاهري در زير آن گاز تزريق كردند با مخزن گاز آن بالا هم كبريت زدند تا آتش شعله بگيرد و از دور آن طرف آب وقتي عراقي‌ها مي‌ديدند فكري ‌كردند پالايشگاه فعال شده يعني تظاهر به بازسازي هم داشتیم .

در آن فضا من در ذهن خودم اين بود كه اگر من به جاي مسئولين نظام بودم شهر خرمشهر را بازسازي مي‌كردم و شهر را منتقل مي‌كردم به يك نقطه ديگر به يك جاي نزديك و سهل‌الوصول و مردم بروند آنجا و سكني بگزينند و اين شهر را با همه شكل و قالبش براي موزه جنگ حفظش كنم يعني ديگر اصلاً لازم نبود ما موزه جنگ داشته باشيم همين شهر را به عنوان موزه قرار مي‌داديم من فكر مي‌كردم مسئولين غفلت كرده‌اند ولي دوست عزيزي كه در ارتباط هستم و در وزارت كشور است و از ابتدا در امر بازسازي بود به من گفت : مسئولين مي‌خواستند اين كار را انجام بدهند ولي مردم موافقت نكردند مردم خرمشهر گفتند ما خانه و زندگي و كاشانه خودمان را دوست ‌داريم و نمي‌خواهيم از شهر خارج بشويم ما خواستار بازسازي شهر هستيم چون امام در آن فرماني كه داده بودند امر را منوط كرده بودند به رضايت مالكان و ديگر نمي‌شد اين كار را انجام داد بنابر اين ديگر از اين بيشتر ما نبايد مته به خشخاش بگذاريم مسئولين در حد وسعشان اين كار را انجام داده‌اند حالا اين كه چقدر بايد آثار نگهداري مي‌شد اين قابل بحث است اما اصل قضيه اين بود كه روند ، رو به بازسازي بود . مثلاً ما در دشت عباس كه منطقه آزاد است در عين حال كه يك جريان شديد كشاورزي و بازسازي زيربناها و زيرساخت‌ها وجود داشت آمديم مثلاً در حوزه منطقه يادماني شوش 362 هكتار را از منابع طبيعي درخواست كرديم و الان آن را محصور كرديم كه بيشتر از اين به آن دست‌اندازي نشود و درخواست سند مالكيت نيز براي آن شده است.


اما منطقه دوم عملياتي مناطق محدود است؛ يعني محدود از تردد. مردم عادي راه به آنجا ندارند. اين مناطق نوعاً نزديك به مرز يا چسبيده به مرز است. مثل طلائيه مثل فكه، بخشهايي از شلمچه اين مناطق باز منحصراً دراختيار نيروهاي مسلح نيست بلكه سازمانهاي دولتي متعددي طرحهايي دارند، در منطقه آزاد اروند طرحهايي وجود دارد، طرح نی‌شكر به همين شكل. مثلاً همين شلمچه يك نقطه ملقمه شده ، يك بخشش را منطقه آزاد اروند مدعي است ، تقريباً بخش جنوبي شلمچه را منطقه آزاد اروند از جاده گرفته و منطقه               نهر عرایض را آنها معتقدند كه جزء اراضي منطقه آزاد اروند تحت عنوان زون 3 ،A و B و C جزء زون C منطقه آزاد است يا خط آهن طراحي شده كه به بصره وصل شود كه نود سال هم اين خط آهن وصل بود به بصره. حالا باز هم مي‌خواهند اين خط آهن را احياء كنند. اخيراً با توافق دولت عراق خطوط انتقال پست بالاي 400 كيلووات برق قرار است به بصره برود دقيقاً در كنار حرم يادماني شلمچه دكلهاي آن را انتقال دادند و در انتها ما توانستيم مقداري در كار اينها دخالت بكنيم و توانستيم چند تا از دكل‌ها را به حاشيه ببريم و مقداري فاصله گرفتند وگرنه مي‌خواستند از وسط منطقه يادماني دكل بكشند. خود منطقه ني شكر كه يك بحث منطقه وسيعي از منطقه عملياتي بيت‌المقدس را شما مي‌دانيد كه در كنترل خودش دارد و خوب احياء كرده و اينطور نيست كه اين مناطق مطلق دراختيار ما باشد و فرمانده و ميدان‌دار آن باشيم . بخشهايي از اين مناطق الان در جريان راهيان‌نور در معرض ديد مردم است.


در مناطق عملياتي با چند جريان مواجه هستيم. يك جريان بازسازي كه به نوبه خود جرياني ارزشي است. دو ، جرياني است به نام جريان حفظ آثار جنگ و همين بنياد حفظ آثار جنگ كه در جايگاه خاص خودش ارزشمند است بايد به آن توجه شود، سه ، پدافند غيرعامل است كه به بخشهايي از اين مناطق عملياتي براي دفاع از سرزمين نياز داريم به همين شكل دست نخورده بماند كه اين سه جريان الان به موازات هم دارند كار مي‌كنند. از دهانه اروند كه مقابل شهر فاو است، اصلاً نقطه رهايي نيروهاي ما در عمليات فاو همين ساحل اروند سمت ايران بود.

از اينجا بچه‌ها زدند به خط و به هرحال دشمن را در آنطرف منهدم كردند و بعد هم فاو را به تصرف درآوردند. اينجايي كه بچه‌ها عبور كردند زمين و نخيلات مردم هست. يعني باغات مردم است در اين نقطه‌اي كه اكنون يادمان هاي والفجر 8 ساخته شده ، همين الان معارض دارد يعني نزديك به 40 يا 50 نفر اكنون شاكي هستند به ما نامه نوشته‌اند و البته ما هم اعلام آمادگي كرديم كه اين زمين را بخريم و آنها گفتند ما خوشحاليم كه شما اين نقطه را يادمان كرديد اما پولش را بدهيد ما هم گفتيم اولاً مشخص كنيد كه سند داريد كه گفتند سند ندارند گفتيم مشخص كنيد كه هر شخص سهمش چقدر است.

الان نتوانستند مشخص كنند حتي يك عده هم انسانهايي بودند كه احساس كردند ما قصد خريد داريم از كويت آمدند و مدعي شدند كه ما اينجا زمين داريم و اين يك بحث قضايي است و بايد مشخص شود كه صاحب زمين چه شخصي است كه ما پول را به او بدهيم تا زمين آزاد بشود. اكنون هم اگر شما مي‌بينيد دست فروش‌ها جمع مي‌شوند و بازارچه درست مي‌كنند كه جلوه ناخوشايندي براي زائرين درست شده است ، چون مردم براي فراغت به اينجا مي‌آيند تا انس بگيرند. اين بازارچه بر ما تحميل شده است. مردم هم حرفشان اين است كه مي‌گويند چون زمين براي ما است ما مي‌خواهيم اينجا بازارچه بزنيم شما چه مي‌گوييد؟ ما حرفمان اين است كه اگر زمين را بتوانيم بخريم و پول آن را پرداخت كنيم قطعاً اينها بايد به يك نقطه گسيل شوند و زائرين بتوانند از آن فضاهاي طبيعي زمان جنگ استفاده بكنند.


نكته بعدي شهر آپادانا در شرق كارون است ، شما از آبادان تا دارخوين و حوالي اهواز هيچ اثر يادماني نمي‌بينيد جز يك نقطه كه ما اخيراً 9 شهيد ازقبل در زمان جنگ دفن شده بودند به وجه شرعي شناسايي كرديم و نقطه يادماني قرار داديم و قرار است كه آنجا كار بشود. مردم با چند عمليات مانند: نصر و ثامن‌الائمه و بخشي از عمليات بيت‌المقدس كه عبور از كارون بوده در اين محدوده آشنا بشوند. شهر خرمشهر ساخت و سازش دراختيار ما نيست. ما بجز موزه خرمشهر كه دراختيارمان است جاي ديگري را دراختيار نداريم و حتي منطقه‌اي كه جزء آثار جنگ است و در كنار شركت نفت قرار دارد دراختيار ما نيست ، اگرچه از آثار جنگ حساب مي شود.
مسجد جامع را به دليل اينكه يك اثر تاريخي بوده است ، به عنوان اولين اثر ملي دفاع مقدس با عدد 110 ثبت كرديم و تابلو زديم و قصد حمايت را از مسجد داريم. پل خرمشهر را نيز ثبت كرديم و در تلاش هستيم كه تا سوم خرداد تابلوي آن نيز نصب شود.
نكته بعدي خود شلمچه است. شلمچه هم همان‌طور كه عرض كردم ، بدليل كثرت منافعي كه در آن جا وجود دارد يك ملقمه‌اي شده. اما خود ما هم چيزي كه در شلمچه مي‌بينيم دو اثر است كه ايجاد كرده‌ايم يكي به امر مقام معظم رهبري بوده و آن محلي است كه شهداي گمنام در آن جا دفن شده‌اند .

اين شهداي گمنام براي عمليات رمضان بودند كه بخشي از آنها را شخصاً در جريان عمليات كربلاي پنج در جستجوي آنها حاضر بودم و پيدا كرديم كه عموماً هم از بچه‌هاي مشهد بودند، تيپ 21 امام رضا . مقام معظم رهبري امر فرمودند كه در شلمچه اثري بسازيد كه هر شخصي كه به كشور ايران وارد شد به مرز شلمچه كه رسيد بداند كه به كشور امام رضا (ع) وارد شده، پس آن چيزي كه اجرا شده به امر مقام معظم رهبري و براي تذكر بوده است. اثر دوم كانال و دژ نوني است كه اينجا را ما با مشورت و صلاحديد فرماندهان محترم جنگ ايجاد كرديم با اغلب فرماندهان شاخص جنگ از جمله شهيد كاظمي مشورت شد و دليل آن اين است كه ما براي اينكه ذهن مخاطبمان را متوجه جريان جنگ در شلمچه بكنيم ناگزير بوديم يك اثري را ايجاد بكنيم كه مخاطب بتواند به حقيقت ماجرا پي ببرد.
در شلمچه حداقل هشت عمليات بزرگ انجام شده است و بعضي‌ها هم معتقدند كه ده عمليات انجام شده است ولی هشت عمليات آن قطعي است.

اين 8 عمليات عموماً در داخل خاك عراق بوده است يعني بجز بيت‌المقدس كه از اين محور عمل كرديم و نيز عمليات رمضان، بقيه عمليات‌ها در خاك عراق بوده است. يعني وقتي عمليات كربلاي 5 را مي‌گوئيم مخاطبين ما اصلاً نمي‌بينند، كانال ماهي را اصلاً نمي‌بينند نوني‌هايي كه در شلمچه ايجاد شده را نمي‌بينند، آب گرفتگي‌ها را نمي‌بينند. ما مي‌بايست يك اثري را ايجاد بكنيم كه بتواند ذهن مخاطب را به آنجا نزديك كند. البته بحث هنري جالبي نيز اجرا شده و آن هم صدا و صوتي است كه گذاشته شده، صداي رزمندگان و صدا و صحنه نبرد اصلاً صداي مصنوعي نيست آن صداي بي‌سيم و صدايي كه شنيده مي‌شود صداي فرماندهاني است كه بعضاً به شهادت رسيده‌اند يعني صداي ملكوتي است كه در آن صحنه با آن فضاي خاكي اجين شده تا مخاطب بتواند به يك حس و حالي دست پيدا بكند. اين نگاهي بوده كه درمورد شلمچه صورت گرفته است. در حوزه كمي بالاتر هيچ تغييري نداريم تا مي‌رسيم به نقطه بين كوشك و زيد. اين نقطه بخشي از منطقه عملياتي رمضان بوده البته رمضان از پيچ كوشك بوده تا اين نقطه بخشي از منطقه عملياتي رمضان اين جا است تا انتهاي پيچ جاده شهيد حسيني در كيلومتر 55، تقريباً اينجا يك نقطه وجود دارد كه ما شهداي گمنام را دفن كرديم.

بايد تأسيسات اوليه و زير بنايي را نيز برايش ايجاد كنيم، بارگاهي براي شهداء و باز تمام اين نقاط يادماني تقريباً پس از تدفين شهدا و پس از استقرار تفحص در يك منطقه ايجاد شده است. يعني بجز نقطه‌اي كه مربوط به شهيد چمران است ، بقيه مرتبط با شهداء بوده است. اگر هويزه يادماني ساخته شده مرتبط با شهدا بوده، خود محل يادمان چمران هم به همين صورت. محلي بوده كه شهيد چمران به شهادت رسيده است. در حوزه زيد يك خاطره‌اي به ماهات زديم در منطقه كه جلوي دست‌اندازی‌ها را بگيريم چون ما بالاخره هر جايي كه حرمي ايجاد مي‌شود. حرم داراي حريم است و آنجا بايد حفظ بشود.
نقطه بعدي در منطقه طلائيه است. طلائيه چندتا نكته دارد، بدين صورت كه ما در اينجا سه كار انجام داده‌ايم. چون طلائيه از ابتدا دورترين نقطه از اهواز بود و از چند جهت هم ما در محاصره عراق بوديم به اين معنا كه دو طرف ، عراقي‌ها مستقر بودند و از يك طرف نيز اشرار مي‌آمدند. زماني هم آبگرفتگي بود و تا طلائيه امتداد پيدا مي‌كرد و اين بود تا زماني كه تعرضاتي به نيروهاي تفحص ما مي‌شد و ما در معرض خطر حملات بوديم. حتي منافقين آنجا تردد مي‌كردند كه مقر فرماندهي اصلي تفحص آنجا بود. اين نقطه‌اي كه ايجاد كرديم 20 كيلومتر جلوتر از خط ارتش بود و جلوي ما ديگر نيرويي بجز عراق نبود ، حتي چندبار با عراقي‌ها درگير شديم كه من خودم شخصاً كمين خوردم. در يك جرياني كه داشتيم مي‌رفتيم در جادة سيدالشهداء(ع) لازم بود استحكامات ايجاد بكنيم يعني مقر، سنگر، سوله. بچه‌ها فقط ايام بهار آنجا نبودند بلكه در طول سال در گرماي تابستان كار مي‌كردند. بايد امكانات مي‌گذاشتيم ، كولر قرار مي‌داديم. چون شخصي كه در گروه تفحّص كار مي‌كرد بايد جايي براي استراحت داشته باشد. خاكريزهاي آنجا را زيرو رو كرديم براي اينكه اگر زير و رو نمي‌كرديم شهدايمان را از زير آنها نمي‌توانستيم در بياوريم و سنگرهاي عراق را تخريب كرديم براي آن كه هر آن احتمال داشت كه عراق حمله بكند. ما يك شرايط خاصي داشتيم كه احتمال حملة عراق مي‌رفت. ما براي اينكه مبادا دشمن از اين سنگرها استفاده بكند آنها را زير و رو كرديم تا هم اينكه شهدا را از زير آنها دربياوريم كه متأسفانه در بعضي از موارد هم توسط دشمن به شهدا جسارت شده بود. الآن چيزي حدود 75 درصد باقي مانده است و فقط سنگرهاي عراق تخريب شده است.


اما دو: در حاشيه نوار نهر زوجي كه در كنار پل نشوه است، يك ابتكار ديگر هم انجام داديم. ضمن اينكه تفحص مي‌كرديم چون خاكريزهايي كه عراق زده بود در كنار نهر زوجي شهداء را پيدا كرديم و سپس خاكريزها را تبديل به خاكريزي كرديم كه به نفع ما باشد كه ما بتوانيم به آن اتكا كنيم براي دفاع از سرزمين‌مان با يك تير چند نشان زديم، هم سد و موانع ايجاد كرديم ، هم يك خطوط دفاعي ايجاد كرديم ، هم شهدايمان را كاوش كرديم و اينكار بسيار ارزنده و درستي بود. بعد كار ديگري هم در منطقة طلائيه انجام داديم كه در زماني بود كه بنده هنوز به بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس نيامده بودم و در گروه تفحص كه بودم به دوستان گفتم در زمان آقاي چمران گفتم موزة طلائيه را به عنوان موزة طبيعي جنگ اعلام كنيد و از ايشان درخواست كردم در آن محدوده 56 دستگاه تانك از واحد 20 رمضان سپاه كه با فرماندهي سردار يزدان مؤيدنيا در عمليات خيبر با دشمن درگير شده بود در يك نبرد نابرابر اين تانكها به گل نشستند در آب‌گرفتگي ماندند و تيرهايشان تمام شد و دشمن آنها را زد و يا به روي مين رفتند و در آن برهة سالهاي اول پس از جنگ افراد سودجو آمدند اين تانكها را دزديدند، بريدند و بردند به شركت ذوب آهن فروختند ،                13 دستگاه تانك آنجا مانده بود اين 13 دستگاه تانك را بنده به اتفاق دوستانم با چنگ و دندان حفظ كرديم حتي يك مقطع مسئولين وقت بنياد حفظ آثار مي‌خواستند اينها را به غرب انتقال بدهند و روي سكو بگذارند كه بنده نگذاشتم و گفتم اينها اينجا بايد بمانند و مال اينجا هستند و اينجا بايد موزه طبيعي جنگ بشود. خاكريزي زديم دور تا دور آنجا و گفتيم به عنوان مرز نظامي اينجا بايد نگهداري شود. متأسفانه در آن 6ماه اولي كه سال 83 بنده آمدم بنياد در تهران سرم شلوغ بود برادران شركت نفت بدون اجازه آمدند يك جاده‌اي از اين وسط كشيدند و موانع را برطرف كردند همه را از بين بردند البته بخشهايي هم از تانكها آسيب ديد. بعضاً دزد آمده يك تكّه‌اي را هم بريده و برده. اكنون هم شكايت كرده‌ايم كه بالغ بر يك ميليارد و دويست و شصت ميليون تومان خسارت تعيين شده و پيگيري مي‌كنيم و به دنبال آن هستيم كه اين مسئله را              به سرانجام برسانيم.


در هويزه كه اساساً منطقه مسكوني بوده يعني آن موقع در كنارش روستا بوده با سليقة وقت يك بقعه و بارگاهي تأسيس شده كه يك كار خوبي است و گرنه ديگر از آثار جنگ در آن جا چيزي نمي‌بينید.
بعد از طلائيه ، دهلاويه را داريم كه تأسيسات آن در زمان آقاي مهندس چمران ايجاد شده است. اخيراً ما آمديم يك كار تكميلي انجام داديم. روستاي دهلاويه را كه از نظر كيفي ساخت و ساز مناطق خوش‌منظر نبود و مردم در مضيقه بودند با توافق خودشان و با كمك بنياد و استانداري پول گذاشتيم و اين روستا را داريم جابجا مي‌كنيم به يك روستاي جديدي كمي آنطرف‌تر و اين روستا را برايشان نوسازي مي‌كنيم. اين روستا قرار است كه خراب بشود و بعد هم در آنجا نخلستان ايجاد كنيم كه مردم از سايه آنها انشاءا.. استفاده بكنند. اميدواريم كه اين آثار جنگ را نشان بدهيد. اين روستا، روستاي مخروبه‌اي است كه از لحاظ منظر و زيبايي محيط آنجا را بدقيافه كرده بود.


بعد از اين منطقه ، ما چزابه را داريم در چزابه هيچ تغييري پيدا نشده ، بجز يك نقطه‌اي را كه دوستان تشخيص دادند. شهید تقاضا كرده بودند و ما شهيد در اختيارشان گذاشتيم و آن جا دفن شد كه حالا باید در در حد اوليه آنجا ساخت و ساز بشود. همة اين ساخت و سازها براي اين است كه حريم حفظ بشود.
در فكه هيچ تغييراتي داده نشد بجز جايي كه تفحص شده و شهيدي پيدا كرده‌ایم. رمل‌ها سرجايشان است. كانال‌ها هم به همين شكل. ميادين مين نيز سر جايش است و در فكه فقط يك سرويس بهداشتي زديم كه اين هم چون داد و بيداد زياد مي‌شد كه مي‌گفتند چرا اينجا دستشويي نداره ، مجبور بوديم سرويس بهداشتي بسازيم كه اگر همين را هم نمي‌ساختيم حداقل خواهران در مضيقه بودند. حالا برادران به يك شكلي مشكل خودشان را حل مي‌كردند خواهران در مضيقه بودند كه از واجبات بوده. نوع تأسيساتي كه ايجاد شد در مناطق عملياتي در حدي بوده تسهيلات اوليه بهداشتي بايد ايجاد مي‌شد تسهيلات اوليه محيطي ، سايه‌باني ، محل استراحتي ، محل خورد غذا ، مكاني براي خواندن نماز اين كارها انجام شده. ببينيد اصلاً اين مانعي ندارد . اينها لازمه حضور زائر است در مناطق بعدي هم شما در هر نقطة مرزي را نگاه بكنيد هيچ تغيري صورت نگرفته، بله در قلاويزان يك سنگري احداث شده و قرار بر اين است كه در آنجا شهيدي نيز دفن بشود براي اينكه آنجا تثبيت بشود و اگر در جايي هم شهيدي دفن كرديم براي اين بوده كه تثبيت شود و دست‌اندازي به آنجا نشود.


نكتة بعد مناطق سوم مناطق ممنوع هستند كه مناطقي است فقط نيروهاي مسلح اعم از نظامي و انتظامي در آنجا نگهباني بدهند. اكنون شما حد فاصل چمسري‌ ـ‌ چمهندي تا چاه‌هاي نفتي سميده هيچ تغييري نمي‌بينيد و ما هم البته اجازه نمي‌دهيم راهيان نور وارد آن مناطق بشود چون آن مناطق آلوده است. گروه تفحص آنجا تفحّص كرده شهدا را پيدا كرده ولي كل منطقه و 95 درصد آن دست‌نخورده باقي مانده. اين يك شعاري است كه بعضاً داده مي‌شود براي اينكه ذهنها را تخريب بكنند. مگر مي‌شود در غرب ما كوه را جابجا كنيم! اصلاً! كوه بازي دراز را مي‌بينيد مگر مي‌شود كوه را تغيير بدهيم! اين مناطق عملياتي را چه كسي مي‌تواند تغيير بدهد. بله دوكوهه را شما اشاره كرديد دوكوهه يك بحث مبنايي دارد دوكوهه در زماني كه ارتش اين پادگان را ايجاد كرد قبل از انقلاب براي اسكان پرسنل خودش بود بعد از جنگ خب در زمان جنگ بنا به ضرورتهايي كه بود دوستان آمدند در سپاه تقاضا كردند كه اجازه بدهند كه اينجا استقرار پيدا بكنند. برادران ارتش هم لطف كردند اين امكانات را دراختيار سپاه قرار دادند تا سپاه از آنجا استفاده كنند و سپاه خوب استفاده كرد؛ ولي اين به معناي مالكيت مطلق سپاه در دوكوهه نبود بلكه يك زماني بوده و سپري شده و ارتش نياز خودش را اعلام كرد و در سير مراحل ، تصميم‌گيري شد كه در بخشي از اين پادگان پرسنل ارتش بتوانند در آنجا اسكان پيدا كنند.

آن بخشهايي هم كه باقي ماند براي اينكه بهره‌برداري بهينه بشود براي اينكه ما ساختمان ظاهري را درست از آن استفاده بكنيم گفتند بهتر اين است كه اين ساختمان بازسازي بشود چون اگر بازسازي نشود ساختمان به مرور تخريب مي‌شود آب باران بالاخره از بين خواهد برد. آمدند با تدبيري كه در سطح لشكر 27 بوده و سپاه و ما فقط در حدي كه كمك مادي كرديم و زياد دخالت نداشتيم آمدند بازسازي كردند. به دو دليل يكي اينكه جلوي تخريب را بگيرند تا زائريني كه مي‌آيند و اشتياق نشان مي‌دهند آنجا اسكان پيداكنند. شما اين را مشخص بكنيد اسكان را كه نمي‌توانيم در هتل‌هاي آنچناني چند ستاره داشته باشيم اسكان بايد داخل همين سنگرها ، سوله ها ، بيمارستانهاي صحرايي و نقاطي باشد كه رزمندگان در آن مي‌خوابيدند و استفاده مي‌كردند اين از حيث اسكان زيباترين اسكان است براي اينكه هم تأسيسات اوليه را دارد و تخريب هم نمي‌كند و اشكالي هم پيدا نمي‌كند. آنهايي كه مي‌آيند يك اثر قلعه باستاني را تبديل به موزه مي‌كنند تخريب كرده اند آن را به يك كاربري راكمي تغيير داده اند . اين قلعه يك زماني نظامي بوده و از آن استفاده مي‌كردند اكنون تبديل شده به موزه . در دوكوهه تقريباً همه آن ساختارهاي اولي حفظ شده . حسينيه شهيد همت حفظ شده ، ساختمان‌هاي اصلي حفظ شده و بلكه بخشي از آن در اختيار برادران ارتش قرار گرفته است. ابتدا در تقسيم تصميم گيرنده بودم توصيه مي‌كردم اين قسمتي كه الان مرتبط هست با اين مجموعه كماكان در اين مجموعه قرار مي‌دادم و بخشي ديگر را كه در شمال پادگان بوده آنجا را در اختيار برادران ارتش قرار مي‌دادم .


سؤال در دست نوشته شهداء داخل اين پادگان تمام رنگ شده خب ما تصميم گيرنده نبوديم حداقل بنياد حفظ آثار تصميم گيرنده نبوده و شما مي‌توانيد از سپاه سؤال بفرماييد .  در مورد كارهايي كه ما مي‌توانستيم انجام بدهيم و موانع را برطرف مي‌كرديم. ما در چند بخش كاركرديم ، اول اينكه ما در بخش قانون براي حفظ ابنيه و آثار سرزمين مقدس به صورت مشخص قانونی نداريم. يعني قانوني كه مجلس تصويب كرده باشد نداریم. براي اينكار از اولين اقدامات بنده از بدو ورود در بنياد اين بود كه يك لايحه‌اي را طراحي كرديم و در اختيار مجلس قرارداديم. گفتيم لطف بفرماييد اين مسئله را علاج كنيد. مجلس در سير مراحل گفت كه ممكن است اين بودجه داشته باشد. در سال 83 كار آن را تمام كرده‌ايم در سال 84 خطاب به آقاي حداد عادل نوشتيم در 13 ماده و 6 تبصره كه اين طرح رفت طرح قانوني تملك ـ حفظ ـ نگهداري اراضي اماكن و آثار فيزيكي دفاع مقدس كار قانوني مبنايي به استناد اساسنامه مصوب مقام معظم رهبري در عمل چيزي به دست ما نرسيد. مجلس هيچ حمايتي نكرد و گفت اين كار بايد در سير مراحل دولت برود دولت هم سري كه درد نمي‌كند دستمال نمي‌بندد چون بودجه مي‌خواهد اين طرح يك بودجه اي لازم دارد و تا الآن ما به نتيجه نرسيديم اكنون ما بيكار ننشسته ايم تا گردش كاري را در سال گذشته به صورت تصويبي به محضر مقام معظم رهبري تسليم كرديم البته به معناي اين نيست كه خداي نكرده بنياد در زمان آقاي مهندس چمران يا سردار افشار بي‌كار بوده است بخشنامه‌هاي زيادي در زمان رياست آنها صادر شده ولي ضمنانت اجرايي نداشتند و چون ضمانت اجرايي نداشته ما قرارگاه حفظ ابنيه و آثار سرزميني را در آنجا راه‌انداختیم كه مثل عقاب بالاي سرقضيه باشد تا بتواند در حد توانش كنترل كند. آن چيزي كه الان اينجا ما مي‌بينيم شما هم مي‌بينيد يك طرحي بوده و گردشكاري بوده با يك سابقه‌اي كه به محضرآقا ما داديم و تجزيه و تحليل كرديم در متن گردشكار معلوم است كه چقدر دغدغه وجود دارد براي حفظ اين نقاط خيلي بيشتر از آنهايي كه ادعا مي‌كنند بنده آن زماني كه در بنياد حفظ آثار نبودم نه در زمان تفحص در سال 61  وقتي قرارگاه كربلاي عمليات بيت المقدس را خراب كردند حسرت خوردم و به دوستان گفتم كار بدي كردند كه اين قرارگاه را خرابش كردند .


همان قرارگاهي كه با خاكش مهر نماز درست شده است كه اولين قرارگاهي بود كه ما شهد شيرين آزادسازي خرمشهر را چشيديم اين گردشكاري كه الان رفت ما پيشنهاداتي داده بوديم مقام معظم رهبري فرمودند ستاد كل لازم است مناطقي كه براي دفاع يا حفظ ارزشها بايستي حفظ شود دقيقاً براي بررسي مشخص شود دولت هم برنامه‌هايي دارد كه بايد انجام شود حسب مورد رسيدگي و حل و فصل كنند سردار رياست محترم ستادكل سردار سرلشگر بسيجي دكتر فيروزآبادي دستور فرمودند كه يك كميسيوني تحت عنوان كميسيون هفتاد و يك هفتصد و نود و شش اين كميسيون تشكيل شد در اين كميسيون با نگاهي جامع بايد بنشينيد و بررسي بكنيد يك جلسه هم تشكيل شد در مورد منطقه اروند و منطقه شلمچه ما مدعي نقاطي هستيم كه منطقه اروند روي آن حرف دارد حالا حداقل اينكه بايد به تفاهم برسيم مقدمات كار شروع شده  انشاء ا.. بايد به نتيجه قطعي برسد با نظر مثبتي كه همه دارند .


نكته بعدي اين است كه ما با وزارت مسكن و شهرسازي يك جلسه كارشناسي داشتيم براي اينكه در نقشه‌ها آمايش سرزميني نقاط يادماني را لكه‌گذاري كنند. همانطور كه براي نقطه تاريخي و يا هر اثري علامت گذاري مي‌كنند از آنها درخواست شد و نقشه‌هاي تكميلي خودمان را در اختيارشان قرارداديم و اطلاعات لازم را در اختيارشان قرارداديم كه اينها چون يك مقدار در هر هدايت كلي ساخت و سازها را دارند در مورد هدايت پروژه ها و طرح‌هاي كلان ملي توجه مي‌دهند كه اگر از اين منطقه مي‌گذرد بدان كه اين نقطه ، نقطه سرزمين دفاع مقدس يك موقع لوله نفت از اينجا عبور نكند. براي اينكه توجه بدهند به دستگاههاي ذينفع سعي كرديم اطلاعات را در اختيارشان قرار دهيم در كنار اين آنهايي كه تخلف كردند با آنها برخورد شده و از آنها شكايت كرديم به طور مثال شكايتي كه به موزه طبيعي طلائيه بود آئين نامه‌هايي را تنظيم كرديم كه براي شروع ثبت و شماره گذاري كه اين كار انجام شده و ما فراتر از مرز اكنون به موزه نگاه كرديم.
در سال 85  نامه اي را به آقاي نورالمالكي با چهار پيشنهاد كه يكي از اين پيشنهادها در مورد منطقه شلمچه بوده نوشته و پيشنهاد من اين بود كه اجازه بفرماييد كه در منطقة شلمچه با همه ابعاد و ويژگيهاي فيزيكي به عنوان ميراث مشترك فرهنگي دو ملت نامگذاري بشود و اين منطقه با هزينه جمهوري اسلامي محصور بشود از حد فاصل نهر كتيبان ـ كانال ماهي ـ تا نوارمرزي ايران و عراق و محصور بشود و عراقي ها و ما مشتركاً از اينحا مراقبت كنيم و مردم ايران بدون تشريفات مرزي و گمركي بتوانند از اين منطقه ديدن بكنند.
در آن پيشنهاد اشاره شده كه تعدادي از اردوگاههاي اسراي ايراني در عراق مثلاً اردوگاه موصل اينها نگهداري شود براي نسلهاي بعدي مطالب گفته شده اما مشكلات در بخش ساختار و تشكيلات هنوز وجود دارد چون براساس مقتضيات زمان اين تشكيلات شكل گرفته بوده اكنون براثر گذشت زمان نيازهاي روزمره ما طرح تحول سازماني را دستور كار داريم و اين امر مقام معظم رهبري است براي كل نيروهاي مسلح .
در قانون و مقررات كمبود داريم. بودجه و امكانات ما با نيازهایي كه داریم اصلاً متناسب نيست ، بويژه در بخش عمراني كه بودجه ما 5/3 ميليارد تومان است. فقدان زبان مفاهمه با بعضي از دستگاهها تصميمات اتخاذ شده قبلي و مواجه شدن با تبعات آن در شرايط كنوني. يعني دولتمردان در زمان وقت تصميماتي گرفتند كه اكنون ما ناگزير هستيم كه تبعات آن را تحمل كنيم. سلائق گوناگون هر شخصي به زعم خويش يك نگاهي دارد اينها گاهي اوقات دشمني ايجاد مي‌كند مسئله بعدي بازسازي است كه همچنان ادامه دارد و بالاخره بعضي از رخدادهاي غير مترقبه ـ اينها يك سري الزاماتي است كه ناخودآگاه برای سازمان بار مي‌شود .

 

نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 
 
بهره برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلا مانع است - تاریخ راه اندازی : سه‌شنبه، 4 دی 1386
www.bonyadedefa.ir - CopyRight 2007-1386 | RSS 2.0
Support by: www.sajed.ir