شنبه 13 تیر 1388 - Saturday 4 July 2009
 
سردار باقرزاده : اعتماد ملى، اعتماد عمومى را خدشه دار مى كند
درپى درج گفت و گويى با سردار ميرفيصل باقرزاده رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاى دفاع مقدس با خبرگزارى فارس و تحريف آن درروزنامه اعتماد ملى، وى توضيحى پيرامون اين مصاحبه جهت انتشار به روزنامه جوان ارسال كرد.دراين متن آمده است:
 
 
صفحه نخست
اخبار بنیاد
ادبیات و انتشارات
هنری
یادمان‌ها
مراکز فرهنگی
استانها
راهیان نور
پژوهش و تحقیقات
تفحص شهدا
پیوندها
گالری تصاویر
 
 

جهت ارتباط با سردار باقر زاده رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس اینجا را کلیک کنید

 
 
مامور سابق سیا مراقب امام راحل در فرانسه
نامه سردار باقرزاده به رييس جمهور
هنر مردان خدا
 
آمريكا، قهرمان موفقيت هاى ناپايدار
سردار میرقیصل باقرزاده
طبس؛ كابوس وحشتناك امريكا
مهدی گیوه کی
 
 
مصاحبه‌ي اختصاصي با سردار سرلشكر پاسدار غلامعلي رشيد
سردار باقرزاده : رويكرد فرماندهان جنگ حفظ امنيت كردستان توسط عشاير بود
پرونده فرهنگ و هنر دفاع مقدس با نگاه فعلي بسته مي شود
حفظ آثار جنگ در گفتگو با رییس بنیاد حفظ آثار ونشر ارزشهای دفاع مقدس
 
 
نقش آمريكا در تحميل جنگ
محمد رضا اسد زاده  
نگاهى به تصوير رزمندگان در سينماى دفاع مقدس
محمدعلى آقاميرزایی  
تقسيم بندى هاى شعر جنگ
سيدحسن حسينى   
ضرورت پرداخت به تاريخ شفاهى دفاع مقدس

قاسم ياحسينى

دفاع مقدس در گردونه سياست‌هاي دو ابر قدرت
 
 
   
 
سوم اسفند ماه سالروز آغاز عملیات خیبر در سال 1362
سوم اسفندماه سالروز شهادت حمید باکری قائم مقام فرماندهی لشگر31عاشورا در سال 1362

28اردیبهشت ماه سالروز سقوط منطقه مهران توسط رژيم بعث عراق در جريان جنگ تحميلي
10اردیبهشت ماه سالروز آغاز عمليات بيت المقدس در سال 1361
دوم اردیبهشت ماه سالروز تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
 
 
 
پرونده فرهنگ و هنر دفاع مقدس با نگاه فعلي بسته مي شود چاپ ارسال به دوست
گفت و گو
01 بهمن 1386 ساعت 14:25

اين گفت‌وگو همزمان شد با بحث‌هايي كه پيرامون جشنواره‌ سينماي دفاع مقدس شكل گرفته و دوباره اين حوزه را در مركز توجه بسياري از صاحبنظران قرار داد. بنابراين بخش‌هايي از اين گفت‌وگو نيز به اين موضوع اختصاص يافت‌، اما در مجموع آنچه محور بحث بود سينماي دفاع مقدس بود و اوضاع و احوال كنوني آن و چشم‌اندازي كه در آينده مي‌توان متصور بود. ايشان پاسخ‌هايي مطول بر سوالات، ارائه كردند كه بهتر ديديم با حذف اين سوال‌ها به متن حرف‌هاي ايشان بپردازيم.

 

بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس‌ و حركت هاي زير بنايي‌

درباره فعاليت‌هاي بنياد حفظ و نشرآثار و ارزش‌هاي دفاع مقدس فرياد نمي‌زنيم كه روي فعاليت‌هايمان تبليغ كنيم، اين در حالي است كه يكي از خبرسازترين بخش‌هاي فعاليت‌هاي ما در حوزه سينما بوده است. اگر به خاطر داشته باشيد سال پيش مقام معظم رهبري در ديداري كه به طور اختصاصي با اهالي سينما داشتند، رهنمون‌هايي داشتند و در واقع،گويي يكسري سفارش كار داشتند براي اين گروه از هنرمندان. همچنين ايشان ابراز تأسف كردند از اينكه منابع ناب دفاع مقدس به دست فيلمسازان نمي‌رسد. بنابراين هنرمندان دفاع مقدس، سوژه‌هايي را مورد استفاده قرار مي‌دهند كه تخيلي است و بر پايه واقعيت‌ها نيست. ايشان اشاره داشتند به شخصيت صدام به عنوان دشمن كشور ما كه باعث شد سال‌ها مردم ما كشته شوند. اما به عنوان مثال ما در هيچ فيلمي نمي‌بينيم كه به اين شخصيت پرداخته شده باشد.

راجع به كمك‌هاي گسترده‌اي كه به اين كشور مي‌شد مثلاً يك سريال پليسي- جاسوسي از جنس ارتش سري ساخته نشد يا راجع به استاد عبدالحسين بنا كه مشهدي بود و به جبهه آمد و كارهاي بزرگي صورت داد، فيلمي ساخته نشده است. علاوه بر اين ايشان به كتاب <خاك‌هاي نرم كوشك> اشاره كرد يا در مورد فرمانده‌هاني كه اين همه كتاب در مورد آنها به چاپ رسيده فيلمي ساخته نشده كه ما بگوييم خب، ما با اين فيلم حجت را در اين زمينه تمام كرديم. در اين زمينه وزارت ارشاد، سازمان تبليغات، حتي خود سپاه و ديگر نهادها بايد حركتي صورت مي‌دادند و اين كار بايد از يك جايي آغاز مي‌شد. بنياد به اين دليل يكي از وظايفش ديده‌باني و ارزيابي و طرح عمليات ريختن در چنين زمينه‌هايي است.

پس از بررسي‌هاي كارشناسانه استادان به اين نتيجه رسيديم كه از بين حدود شش‌هزار و پانصد كتابي كه در حوزه جنگ چاپ شده است چه تعداد از اين كتاب‌ها آثار فاخري هستند كه داراي قابليت و پتانسيل براي تبديل شدن به آثار سينمايي و نمايشي باشند. اين كتاب‌ها مورد ارزيابي قرار گرفتند و غربال شدند. در طول اين روند ما به تعداد قليل‌تري كتاب رسيديم كه تعداد پنجاه يا شصت جلد كتاب بودند.

تصميم گرفتيم از ميان اين شصت جلد كتاب از طريق اشتراك، همراه با يك هديه هر ماه يك كتاب را براي فيلمنامه نويسان، نمايشنامه نويسان يا كارگردانان و ... بفرستيم. به اين ترتيب اين منابع ارزشمند از دفاع مقدس در اختيار اين عزيزان قرار مي‌گرفت. حالا آنها مي‌توانند از آن استفاده كنند يا نكنند اما به هر حال ما مطمئن بوديم كه اين منابع در اختيارشان قرارداده شده است تا در صورت خواست خود طرحي نو دراندازند.

اما آيا با اين كار از ما رفع تكليف مي‌شد؟ نه! ما در مرحله بعدي اعلام كرديم كه نخستين دوره مسابقه بهترين فيلمنامه سال در زمينه دفاع مقدس را برگزار خواهيم كرد و جايزه آن را هم بيست ميليون تومان قرارداده‌ايم. اين به تنهايي شايد انگيزه بوجود بياورد چرا كه براي اولين بار است كه چنين رقمي براي يك فيلمنامه آن هم به عنوان جايزه در نظر گرفته مي‌شود. آيا ارزش ندارد براي فيلمي كه كف هزينه توليد آن 400 ميليون و سقف هزينه‌هايش بيش از دو ميليارد تومان است، ما براي فيلمنامه‌اش بيست ميليون تومان هزينه كنيم. البته اين كفايت نمي‌كند و ما بايد به پيشكسوتان فيلمنامه‌نويس اين حوزه سفارش بدهيم و هزينه‌هايش را هم تأمين كنيم. البته ما بودجه توليد نداريم، چرا كه دست ما خالي است و چنين بودجه‌اي براي ما تعريف نشده است. بنياد يك نهاد سياست‌گذار است و نهادي اجرايي نيست كه دست آن باز باشد. به هر حال با اين تمهيد بعد از يكي، دو سال ما تعداد قابل توجهي فيلمنامه داريم كه اگر نگوييم عالي است، لااقل متوسط روبه بالاست.

اين حركتي است كه اگر از جانب نهاد ديگري صورت مي‌گرفت، به لحاظ تبليغاتي بسيار روي آن كار مي‌شد. در مورد هيأت داورانش، كساني كه در آن شركت مي‌كنند، ميزان جايزه، نحوه برگزاري آن و ... اما بهتر ديديم كه در فضايي به دور از شعار زدگي و تبليغات، عمل بكنيم، كاري كه به نظر من بايد پيش از اينها توسط ديگر نهادها و دستگاه‌هاي فرهنگي دولت صورت مي‌پذيرفت. از اين قبيل كارها در بنياد به شكل گسترده‌اي در حوزه‌هاي مختلف انجام شده است. مثلاً در حوزه فيلم مستند، بنياد به طور جداگانه فعاليت مي‌كند و يا در حوزه انيميشن كه شايد توليدات آن را ديده باشيد كه بعضاً از سيما پخش شده است.

ما از آنجايي كه بودجه توليد نداريم، سعي مي‌كنيم الگوسازي كنيم و شاخص‌ها را ارائه كنيم و بگوييم كه اين قبيل آثار بايد با اين شاخص و نمونه‌ها صورت بگيرد.

كار ما جهت‌دهي است، سري دوز هم نيستيم كه فقط آمار كمي ارائه كنيم و بگوييم در سال گذشته اين مقدار دقيقه كار ارائه كرده‌ايم. فعاليت‌هاي ما بيشتر از كيفيتي برخوردارند كه تأثير آن را در آينده مي‌توان مشاهده كرد. شايد از اين جهت است كه خيلي فعاليت‌هاي بنياد به چشم نمي‌آيد، اما در زمان خود اين كارها، با تبليغات درست اطلاع‌رساني خواهد شد. شايد اگر فعاليت‌هاي بنياد كمتر به چشم آمده، به دليل اين بوده است كه ما به لحاظ اطلاع‌رساني كمي ضعيف عمل كرده‌ايم.

جشنواره سينماي دفاع مقدس؛ اهداف و نتايج‌

در چند هفته اخير شاهد بحث‌هاي مختلفي درباره جشنواره سينماي دفاع مقدس و قرارگرفتن اين جشنواره در دل جشنواره فيلم فجر بوده‌ايم. حرف‌هايي كه يك عده در مخالفت و يك عده در موافقت با آن مطرح كرده‌اند. يك عده مي‌گويند اينگونه بشود و يك عده مي‌گويند، نشود. در اين زمينه مايلم بحث را ازآخر به ابتدا برسانيم. كساني كه در اين مقوله به طرح نظر خود پرداخته‌اند اغلب بچه‌هاي همين خانواده‌اند. به هر حال در اين فضا حرف‌هايي مطرح مي‌شود كه من تمايل ندارم وارد آن بشوم. اينكه جشنواره دفاع مقدس با فجر تلفيق بشود يا نه. به نظر من مسئله مهمتري در اين بين وجود دارد كه بايد به آن توجه كنيم.

اول از همه به اين نكته بپردازيم كه جشنواره دفاع مقدس براي چه هدفي برگزار مي‌شود ؟ بديهي‌ترين هدف‌ها را فهرست كنيم. رونق بخشيدن به سينماي دفاع مقدس و جهت‌دهي به آن، تشويق و تجليل از فيلمسازان اين حوزه، نقد و بررسي درست از اين آثار، آثار ارائه شده به خوبي ديده و حمايت شوند، شناسايي نيروهاي جديد و مستعد، آگاهي مردم از كم و كيف توليد در سينماي دفاع مقدس، زنده نگه‌ داشتن جريان فرهنگي دفاع مقدس در عرصه سينما، تصميم‌سازي در جهت سينماي دفاع مقدس، تعامل و همفكري در اين زمينه و ... به اين اهداف مي‌توان موارد ديگري را نيز اضافه كرد. به هر حال وقتي به اين اهداف نگاه مي‌كنيم بخش عمده‌اي از آنها محقق نشده‌اند و تنها موارد اندك و كوچكي - شايد دو هدف از آنها - مورد توجه قرار گرفته‌اند. خب، آيا چنين جشنواره‌‌اي موفق است و آيا اسم اين جشنواره است؟ آيا بايد جشنواره را براي اين دو هدف برگزار ‌كنيم؟

حالا بايد توجه كنيم براي رسيدن به چنين اهدافي به چه ابزاري نياز داريم. اين ابزارها چيست؟ مثل فيلمساز سينماي جنگي كه بتواند چنين فيلمي بسازد، بودجه‌اي براي اين منظور در اختيارش باشد. سياستگذاري لازم است براي رسيدن به اين هدف‌ها، بايد يك مكانيزم آگاه و هوشيار باشد در اين حوزه كه به طور مداوم تيمار كند؛ معضلات را رفع كند. مكانيزمي كه به 360 روز فكر كند نه پنج روز جشنواره. منابع فكري موردنياز در اختيار فيلمسازان و هنرمندان قرار بگيرد كه آنها را به روز كند. نگاه دستگاه فرهنگي كشور يك نگاه ويژه براي سرمايه‌گذاري باشد. نگاه آنها به عنوان ويترين يا چرخ پنجم بودن نباشد. فيلمسازان دغدغه‌مند باشند نه اينكه دنبال به دست آوردن بودجه‌اي دولتي براي كار باشند، بلكه خود دفاع مقدس براي آنان اصل باشد.

ما مي‌گوييم جشنواره دفاع مقدس در پنج روز برگزار مي‌شود،‌ اما بعد از اين پنج روز، متولي آن كجاست؟ آن جرياني كه بايد سينماي دفاع مقدس را زير چتر خود بگيرد و پدري كند! كجاست. مديران قبلي براي چه رفتند؟‌ براي چه بودند؟ در دوران فعاليت خود چه كردند؟‌ چرا در سينماي دفاع مقدس باروري صورت نگرفته است؟ اين مديران در هر حوزه‌اي مي‌توانند باشند، چه حوزه سينماي دفاع مقدس و چه ساير حوزه‌هاي فرهنگ. واقعاً چرا اوضاع فرهنگي كشور اين قدر آشفته شده است. به نظر من زماني كه جشنواره سينماي دفاع مقدس به اهداف مورد نظر خودش رسيده است و ابزار مورد نظر خود را نيز در اختيار ندارد، بيشتر به يك نمايش و <شو> بدل شده است. ببينيد! ما خداي نكرده قصد نداريم گنجشك را رنگ كرده و جاي قناري بفروشيم. ما دغدغه آمار و نان نداريم اين براي كساني است كه چنين دغدغه‌هايي دارند. اگر اوضاع سينماي دفاع مقدس اينگونه شده ، به دليل مديراني است كه چنين دغدغه‌هايي را ندارند. يك نگاهي به اخبار بيندازيم. ببينيم چه كساني و به چه دليلي مخالف ادغام شدن جشنواره هستند. فلان تهيه‌كننده‌اي كه كار باشگاه‌داري در ورزش هم مي‌كند، اگر اين آدم واقعاً نگران وضعيت سينماي دفاع مقدس است، در دوران مديريت خود چه كرده است؟ آيا از وضعيت بچه‌هاي دفاع مقدس اطلاع دارد و نگران فرهنگ دفاع مقدس است؟ فيلمسازاني كه فيلمنامه‌ شان به شوراي فيلمنامه بنياد كه خود ايشان هم قبول دارند از زبده‌ترين كارشناسان تشكيل شده آمده است، حالا جيغ‌شان هوا رفته و ابراز نگراني مي‌كنند از وضعيت جشنواره دفاع مقدس و الي آخر.

من مي‌خواهم ببينم چه كساني از برگزار شدن و چه كساني از برگزار نشدن جشنواره سود مي‌برند. اين مسئله تكليف ما را در مورد بسياري از اظهارنظرها روشن مي‌كند. مي‌خواهم ببينم پشت اين ماجراي داد و هوار كردن‌ها چه انگيزه‌اي وجود دارد؟ انگيزه پول است، شهرت، قدرت و ... مثلاً فلان فيلمسازي كه دغدغه‌اش تغيير كرده از سينماي دفاع مقدس رسيده است به فيلمفارسي، آيا چنين آدمي دغدغه فرهنگ دفاع مقدس دارد؟

دغدغه هنرمند، جشنواره نيست‌

طبق آماري كه در تقويم سالانه معاونت سينمايي وزارت ارشاد اعلام شده است، در طول سال، 120 جشنواره، با اسم‌هاي مختلف در حوزه فيلم و سينما برگزار مي‌شود. درحالي كه ميزان توليدات سينمايي ايران بين شصت تا هفتاد فيلم است. ما براي اين تعداد فيلم نزديك به 120 جشنواره برگزار مي‌كنيم و هر روز هم به تعداد آنها اضافه مي‌شود. البته براي اينكه خالي از عريضه نباشد در بعضي جشنواره‌ها فيلم مستند و كوتاه را هم كنار آن مي‌گذارند.

اگر به طور ميانگين هزينه برگزاري هر جشنواره را سيصد ميليون تومان، در نظر بگيريم، درحالي كه خيلي از اين جشنواره‌ها هزينه بسيار بالاتري هم دارند، اما با حساب همين رقم، هزينه براي برگزاري 120 جشنواره رقمي نزديك به سي و شش ميليارد تومان است.

حالا نگاهي كنيم به كل ميزان هزينه توليدي كه سينماي ايران در طول يكسال دارد. شايد اين رقم كمتر از يك سوم مبلغي باشد كه براي برگزاري اين جشنواره‌ها هزينه مي‌شود. مي‌گويند اگر جشنواره برگزار نشود، فيلمساز سينماي دفاع مقدس دغدغه خود را از دست مي‌دهد. آيا اين توهين نيست؟ آيا شأن فيلمساز سينماي دفاع مقدس اين است كه براي جشنواره فيلم بسازد؟‌

اگر از بالا به جريان نگاه بكنيم، اصلاً همه چيز تغيير مي‌كند. يك عده آن پايين دارند به سر و كله هم مي‌زنند و معلوم است كه چه كساني اين فرصت در دستشان مي‌آيد.

برويم نگاهي بكنيم به اين صد و بيست جشنواره، واقعاً چه تعداد از آنها به هدف‌هايشان رسيده‌اند. يعني واقعاً هدف‌هايي براي اين جشنواره‌ها تعريف شده است و آنها به اين هدف‌ها دست يافته‌اند؟ يعني بعد از برگزاري اين جشنواره‌ها و اهداي جوايز نقدي آيا بررسي‌هايي از عملكرد آنها صورت گرفته تا بينند به اين هدف‌ها رسيده‌اند يا نه؟ من فكر نمي‌كنم. اين جشنواره‌ها هزينه‌شان را از كجا تأمين مي‌كنند؟ به نظر در پشت اين پو‌ل‌ها و هزينه‌ها برنامه‌ريزي، تفكر، دغدغه و دلسوزي وجود ندارد. بلكه برعكس پشت آنها قدرت، منافع، وجاهت، شهرت و خيلي چيزهاي ديگر وجود دارد.

وقتي به جاي نهادهاي قدرتمند دولتي و فرهنگي، يكسري اسپانسرهاي تبليغاتي كه دغدغه فرهنگ و هنر را نداشته و دنبال منافع و اهداف خودشان هستند، نقش‌آفريني مي‌كنند، فاتحه فرهنگ و هنر در اين مملكت خوانده شده است. عمده اين جشنواره‌ها بدون استاندارد و بدون هدف و بي‌خاصيت هستند و چنين جشنواره‌هايي را ما حاضر نيستيم به شهدا قالب كنيم چرا كه دغدغه نان و آمار نداريم.

ما چندي پيش جشنواره تئاتر دفاع مقدس را در استان كردستان برگزار كرديم. اين جشنواره برگزار شد و به دليل اينكه ميزبان يعني اداره ارشاد و استانداري حاضر نشدند به تعهدات خود عمل كنند، براي مديران ما در بنياد استان از سوي طلبكاران حكم جلب گرفته شد!

اين فكاهي و دلخراش نيست؟ جشنواره تئاتر كه داستان يك جشنواره دفاع مقدس بود كه برگزاري كرديم و ته آن، اين شد! آيا ما ابزار داريم؟ اين ابزار كار برگزاركننده جشنواره است؟ عمده اين جشنواره‌ها از چنين شرايطي برخوردارند. معاونت هنري وزارت ارشاد تعهد كرده بودكه بخشي از مسايل مالي را برعهده بگيرد اما هنوز بخشي از تعهدات خودش را اجرا نكرده است. در حالي كه چندين ماه از پايان جشنواره گذشته است.

جشنواره سينماي دفاع مقدس كه دو سال پيش برگزار شد، دفترش كجا بود؟ چه تبليغاتي صورت گرفت؟ چه كيفيتي داشت؟ بچه‌هاي انجمن آبروداري كردند. آيا اين جشنواره به اهداف خود رسيد؟ آيا ابزارش در اختيار ما بود؟ آيا با اين طناب پوسيده برخي از دستگاه‌هاي فرهنگي مي‌خواهيم داخل چاه جشنواره برويم؟!

اگر بخواهيم دغدغه هنرمندان را به عنوان موفقيت در جشنواره بدانيم، آيا اين توهين به آنها نيست؟ اگر بخواهيم دغدغه كساني كه خود را به آب و آتش مي‌زنند تا فيلمي در زمينه دفاع مقدس توليد كنند، اهداف آنها را نازل نديده‌ايم؟

سينماي دفاع مقدس روبه ورشكستگي است‌

دعواي ما برسر برگزار شدن يا نشدن جشنواره نيست. حرف چيز ديگري است. سقوط كمي و كيفي توليد محصولات فرهنگي به طور اعم و در حوزه دفاع مقدس به طور اخص، تابع شكست سياست‌ گذاري ‌هاي كلان كشور در حوزه فرهنگ و هنر است.

اگر سينماي دفاع مقدس ورشكسته است، تابع ورشكستي سياست‌هاي كلان كشور در تمام حوزه‌هاي فرهنگي و هنري است. در نگاه طراحان سياست‌هاي فرهنگي كشور، پرونده فرهنگ و هنر دفاع مقدس در حال بسته شدن است.

بودجه حمايت از حركت‌هاي فرهنگي و هنري در حوزه دفاع مقدس بسيار پايين‌تر از يك اسكله تفريحي در ساحل جزيره كيش است.

اينهاست كه ما را به چنين شرايطي مي‌رساند كه سينماي دفاع مقدس با چنين اوضاع و احوال وخيمي دست به گريبان است. وخامت و ورشكستي سينما كه آن را از صندلي‌هاي خالي سالن‌ها مي‌توان ديد. وخامت در اجراي جشنواره‌هاست، در جهت تشريفات و جايزه‌ها كه گويي جشنواره‌ها در دادن جايزه با هم رقابت مي‌كنند.

جايزه‌هايي كه به نظر حق سكوتي براي هنرمندان است. براي اينكه دهان اعتراض هنرمندان نسبت به مديران فرهنگي بسته بماند. وخامت به معناي زمين‌گير شدن مراكز فعال در عرصه سينماي دفاع مقدس است. از انجمن بگيريم تا روايت فتح، فارابي و... كه بودجه ندارند و نمي‌توانند فعاليتي داشته باشند. وخامت به عنوان تغيير ذائقه مخاطباني كه به محصولات نازل و پيش پا افتاده عادت مي‌كنند و ذائقه آنها مسموم شده است و انتظار استقبال از سينماي دفاع مقدس را نمي‌توان از اين مخاطبان نمي‌توان داشت، وخامت در سياه بيني و نگاه بيمارگونه به جنگ است كه تنها سياهي‌هاي آنرا مي‌بينند و فيگورهاي روشنفكري دارند. بي‌تفاوتي دستگاه‌هاي مهم فرهنگي به سينماي دفاع مقدس، نبود بودجه، نبود فيلمنامه خوب و ... اينهاست كه اوضاع را وخيم كرده است.

آيا در اين شرايط بايد بگوييم زنده باد جشنواره سينماي دفاع مقدس و يك جشنواره به تعداد جشنواره‌هاي آن اضافه كنيم؟ در واقع كنجشگ را رنگ كنيم و به جاي قناري دست ديگران بدهيم.

برگزاري ظاهري جشنواره دفاع مقدس كه فاقد حداقل بيست درصد از اهداف آن است را خيانتي به دفاع مقدس مي‌دانيم و در واقع آن را تنها مسكني به حساب مي‌آوريم كه براي تسكين مقطعي تزريق مي‌شود، بدون اينكه درماني صورت بگيرد.

ضرورت كارشناسي و برنامه ريزي دقيق‌

اوضاع اين گونه است، اما متأسفانه بعضي‌ها، خيلي سطحي به اين جريان نگاه مي‌كنند و فكر مي‌كنند با برگزاري جشنواره همه مشكل‌ها مرتفع مي‌شود.

اما راه چاره چيست؟ خانه‌اي در حال ويراني است، خانه‌اي كه نماد فرهنگ و هنر كشور است و حالا ما بايد براي نگهداري آن تلاش كنيم. به عقيده من اول بايد اعلام بكنيم كه اوضاع از چه قرار است، زنگ خطر را بايد به صدا درآورد، به خصوص براي مسؤولان كه مدام مقام معظم رهبري به آنان گوشزد كرده‌اند كه بخش مظلوم فرهنگ و هنر را دريابند. اهميت موضوع چنان بود كه ايشان از تهاجم فرهنگي رسيدند به شبيخون فرهنگي و حالا نيز ناتو فرهنگي، يعني اينكه شرايط به گونه‌اي است كه بايد بسيار نگران بود. تمام نهادهاي مسؤول را بايد متوجه اين خطر ساخت، خطر فراموشي عرصه‌اي تا اين اندازه مهم. بايد يك كار كارشناسي و آسيب‌شناسانه صورت بگيرد تا كساني را كه مسؤوليت داشته و باعث شده‌اند اوضاع به اينجا برسد معرفي كنيم و آنان را كنار بگذاريم.

بايد اهداف تحريف نشوند و برنامه‌ريزي دقيق و موشكافانه در جهت اجرايي شدن اهداف صورت داد.

در نهايت اينكه، اگر در سينمايي كه شصت يا هفتاد فيلم توليد سالانه دارند و صدو بيست جشنواره برگزار مي‌شود، بايد فاتحه فرهنگ و هنر را خواند. در چنين شرايطي آيا بايد به اين دور باطل ادامه داد و با موج همراه شد. با مديراني كه توجه ندارند و به اتفاقاتي كه افتاده و بدون اينكه نگاه كنند به گذشته و عملكرد خود شان فقط بدون هدف حركت مي‌كنند. ته اين ماجرا كجاست؟ آيا بايد دوباره در اخبار بشنويم اختتاميه فلان جشنواره برگزار شد و فلان جشنواره آغاز خواهد شد و همين طور ادامه يك دور باطل در چنين شرايطي اين سوال مطرح مي‌شود كه چرا از اين عزاداران برگزاري جشنواره، در روزهاي ديگر سال خبري نيست. در اين روزها آنها كجا هستند؟

واقعاً در چنين اوضاعي برگزار شدن يا نشدن جشنواره چه اهميتي دارد. چه نقشي مي‌تواند داشته باشد؟ آيا اين جشنواره كمكي به سينماي دفاع مقدس مي‌كند؟ از ميان فيلم‌هايي كه الان داريم كدام شايسته جايزه هستند، به اين فيلم‌ها با اين كيفيت چرا بايد جايزه داد؟

وقتي نمايندگان قرار است بودجه را ببندند، چه توجهي به اين حوزه دارند؟ آيا بايد بودجه‌اي به ما داده شود كه به صورت قطره چكاني در اين حوزه‌ها تزريق كنيم. برنامه آنها در حوزه فرهنگ و هنر چيست؟ اين پولي را هم كه داده مي‌شود مي‌روند و خرج جشنواره‌هاي بي‌حاصل و بي‌هدفي مثل همين 120 جشنواره سالانه سينماي ما مي‌كنند.

اين شرايط مرا ياد آن شعر مي‌اندازد كه زين همرهان‌ سست عنصر دلم گرفت، شير خدا و رستم دستانم آرزوست. واقعاً مرد با جرا‡تي كه در اين شرايط بيايد و مشكلات را فرياد بزند، نداريم. اغلب درگير روزمرگي شده‌اند. من جشنواره يازدهم را برگزار مي‌كنم، بعدي دوازدهم و همين طور بعد ... و مي‌رويم جلو.

ته اين ماجرا آن است كه دفاع مقدس چرخ پنجمي بيشتر نيست و در ويترين فعاليت‌ها يك گوشه هم سينماي دفاع مقدس بايد باشد، براي جور بودن جنس، اوضاع همين است كه هست.

اگر نگاهي به اخبار و اظهارنظرهايي كه در اين چند هفته شاهد بوده‌ايم، بيندازيم، خود گوياي آن است كه چه كساني دنبال چه چيزي هستند.

نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 
 
بهره برداری از مطالب سایت با ذکر منبع بلا مانع است - تاریخ راه اندازی : سه‌شنبه، 4 دی 1386
www.bonyadedefa.ir - CopyRight 2007-1386 | RSS 2.0
Support by: www.sajed.ir